میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

میوه دل

شیطونیای گل من

سلام دردونه من بعضی اوقات اینقدر عزیز میشی که دوست دارم همه دنیا رو فدای یه تار موهات بکنم . عاشقتم عسلم . بلا و شیطون و زرنگ و بازیگوش شدی و با کارات دل مامی رو می لرزونی . امروز بابایی بخاریها رو راه اندازی کرد و شما طبق معمول مهندسیت گل کرده بود و با پیچ گوشتی افتاده بودی به جون وسائلهای خونه . الهی مامان بمیره برات که دستت رو چسبوندی به بخاری و سوزوندی و کلی گریه کردی اما بعد از اون دیگه دور و بر بخاری نرفتی و حتی از یک متری بخاری رد نمیشی و همش اشاره میکنی میگی جیز آقاجون رو به اسم کوچیک صدا میزنی و وقتی دلت برای آقاجون و مامان جون تنگ میشه عکسشون رو برمیداری میذاری جلوت و با زبون خودت باهاشون حرف میزنی . من عاشق این لحظه ...
30 مهر 1391

یک پست از زبان سبحان

سهلام به خودم و مامی جون و ددی مهربون این دفعه خودم اومدم واسه خودم بنویسم که یادگاری بمونه البته مامی زحمت تایپیدنشو میکشه . من خیلی پسر گلی هستم اما مامان و بابا قدرمو نمی دونن حالا یکم از کارام براتون تعریف میکنم خودتون قضاوت کنین : تو کارای خونه کلی کمک میکنم اتاقمو به طرز خیلی خوشگلی تمیز میکنم که هر وقت مامی میاد تو اتاق باتعجب میگه وای تو که اتاق رو ترکوندی!!! و کلی کیف میکنه که کمکش کردم پس به افتخار خودم نمیدونم چرا اینا وقتی میخوان چای بخورن یواشکی قندون رو قایم میکنن تا من نبینم آخه اینا درک نمیکنن من قند دوست دارم با این که وقتی میخوان سفره بندازن کمکشون میکنم و همه چیزارو براشون میارم اما وقتی می بینم دوتایی ...
18 مهر 1391

یک پست از زبان سبحان

سهلام به خودم و مامی جون و ددی مهربون این دفعه خودم اومدم واسه خودم بنویسم که یادگاری بمونه البته مامی زحمت تایپیدنشو میکشه . من خیلی پسر گلی هستم اما مامان و بابا قدرمو نمی دونن حالا یکم از کارام براتون تعریف میکنم خودتون قضاوت کنین : تو کارای خونه کلی کمک میکنم اتاقمو به طرز خیلی خوشگلی تمیز میکنم که هر وقت مامی میاد تو اتاق باتعجب میگه وای تو که اتاق رو ترکوندی!!!و کلی کیف میکنه که کمکش کردم پس به افتخار خودم نمیدونم چرا اینا وقتی میخوان چای بخورن یواشکی قندون رو قایم میکنن تا من نبینم آخه اینا درک نمیکنن من قند دوست دارم با این که وقتی میخوان سفره بندازن کمکشون میکنم و همه چیزارو براشون میارم اما وقتی می بینم دوتایی ن...
18 مهر 1391

هفتمین مروارید از صدف سبحان

سلام عشق من بلاخره مروارید هفتمی از فک پایین سمت راست دهانت در اومد و مامی امشب کشفش کرد . قربون دندونهای سفید و تیزت برم . خدا رو شکر مثل بچه های دیگه عادت گاز گرفتن نداری عسلم بود و نبود من دوستت دارم یه دنیا عااااااااااااااااااااااااااشقتم عزیزدلم   ...
10 مهر 1391

هفتمین مروارید از صدف سبحان

سلام عشق من بلاخره مروارید هفتمی از فک پایین سمت راست دهانت در اومد و مامی امشب کشفش کرد . قربون دندونهای سفید و تیزت برم . خدا رو شکر مثل بچه های دیگه عادت گاز گرفتن نداری عسلم بود و نبود من دوستت دارم یه دنیا عااااااااااااااااااااااااااشقتم عزیزدلم ...
10 مهر 1391

سبحان و کارهای جدید

سلام عشق مامی قربونت برم که روز به روز شیرین تر میشی عزیزم چند روزه که بوس کردن  ، ناز کردن ، بغل کردن رو یاد گرفتی و بعضی اوقات خیلی عاشقانه منو بوس میکنی . چند روزه نماز خوندن رو هم یاد گرفتی و هر وقت بهت میگیم الله اکبر کن مهر رو میذاری رو زمین و سجده میکنی و با این کارت قلب منو پر از شوق میکنی . یاد گرفتی وقتی میگم کیه ؟ میگی : من بعد از یاد گرفتن صدای گاو   و گوسفند تونستی صدای هاپو رو هم یاد بگیری .                نفس من دوستت دااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم یه دنیا بوووووووووووووس بوووووووووووووووس یه دنیا بوس ...
9 مهر 1391

سبحان و کارهای جدید

سلام عشق مامی قربونت برم که روز به روز شیرین تر میشی عزیزم چند روزه که بوس کردن ، ناز کردن ، بغل کردن رو یاد گرفتی و بعضی اوقات خیلی عاشقانه منو بوس میکنی . چند روزه نماز خوندن رو هم یاد گرفتی و هر وقت بهت میگیم الله اکبر کن مهر رو میذاری رو زمین و سجده میکنی و با این کارت قلب منو پر از شوق میکنی . یاد گرفتی وقتی میگم کیه ؟ میگی : من بعد از یاد گرفتن صدای گاو و گوسفند تونستی صدای هاپو رو هم یاد بگیری . نفس من دوستت دااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم یه دنیا بوووووووووووووس بوووووووووووووووس یه دنیا بوس ...
9 مهر 1391

مسافرت شمال و پیشرفتهای گل پسر

سلام قلب مامی اولین مسافرت شمال رو در حالی شروع کردی که مریض بودی و دندون ششمی داشت در میومد پس اول باید بهت بابت مروارید ششمی تبریک بگم ملوسکم جونم برات بگه دریا رو خیلی دوست داشتی و همش می گفتی آبه آبه و به دریا اشاره میکردی که ببریمت دریا و کلی آب بازی میکردی و کیف می کردی . تو مسافرت کلی پیشرفت داشتی گل قشنگم که عبارتند از : هلو دادن : وقتی بهت می گفتیم هلو بده سریع سرتو می بردی بالا تا ما گردن سفیدتو ببوسیم و من همیشه برات می خوندم من از تو هلو میخوام بوس زیر گلو میخوام و تو ذوق میکردی . شناخت بیشتر اعضای بدنت مثل زبون ، مو ، گوش ، چشم ، بینی ، دندون ، جی جی ، ناف ، دست ، پا چشمک زدن یاد گرفتی در حد لالیگا و با دو تا چشمت ...
2 مهر 1391

مسافرت شمال و پیشرفتهای گل پسر

سلام قلب مامی اولین مسافرت شمال رو در حالی شروع کردی که مریض بودی و دندون ششمی داشت در میومد پس اول باید بهت بابت مروارید ششمی تبریک بگم ملوسکم جونم برات بگه دریا رو خیلی دوست داشتی و همش می گفتی آبه آبه و به دریا اشاره میکردی که ببریمت دریا و کلی آب بازی میکردی و کیف می کردی . تو مسافرت کلی پیشرفت داشتی گل قشنگم که عبارتند از : هلو دادن : وقتی بهت می گفتیم هلو بده سریع سرتو می بردی بالا تا ما گردن سفیدتو ببوسیم و من همیشه برات می خوندم من از تو هلو میخوام بوس زیر گلو میخوام و تو ذوق میکردی . شناخت بیشتر اعضای بدنت مثل زبون ، مو ، گوش ، چشم ، بینی ، دندون ، جی جی ، ناف ، دست ، پا چشمک زدن یاد گرفتی در حد لالیگا و با دو تا...
2 مهر 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد